تبليغاتX
صدای پای عشق

صدای پای عشق

بده دستاتو به دستم تا با هم کلبه بسازیم

?????? ?????



__________________________

واقعا دوستت دارم


واقعا دوستت دارم


گرچه شايد گاهي

چنين به نظر نرسد


گاه شايد به نظررسد

كه عاشق تو نيستم

گاه شايد به نظر رسد

كه حتي دوستت هم ندارم

ولي درست در همين زمان هااست

كه بايد بيش از هميشه

مرا درك كني

چون در همين زمان هاست

كه بيش از هميشه عاشق تو هستم

ولي احساساتم جريحه دار شده است

با اين كه نمي خواهم

مي بينم كه نسبت به تو

سرد و بي تفاوتم

درست در همين زمان هاست كه مي بينم

بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود

اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جريحه دار كرده است

بسيار كوچك است

ولي آن گاه كه كسي را دوست داري

آن سان كه من تو را دوست داري

هركاهي ؛كوهي مي شود

و پيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد

كه دوستم نداري

خواهش مي كنم با من صبور باش

مي خواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و مي كوشم كه اين چنين حساس نباشم

ولي با اين همه

فكر مي كنم كه بايد كاملا اطمينان داشته باشي

كه هميشه

از همه راههاي ممكن

عاشق تو هستم
__________________
اینقدر به من زبان بازی نکنید
در غیاب من صحنه سازی نکنید
این بار صدم بود که گفتم به شما
با قلب شکسته عشق بازی نکنید


_________________________________


صدای پات منو می کشه

تب نگات منو می کشه

تو دل دل ثانیه هات، عطر هوات منو می کشه

می خونمت نفس نفس، رنگ لبات منو می کشه

کاش قفسم می شدی، همنفسم می شدی

پس می زدی غم منو ، آتش بسم می شدی



بیا بشین پیش روم، نذار بره آبروم

بیا تو ساعت عشق، شرمو بگیرش از روم



بیا به حرمت بوسه، حبس کنیم نفسو

به اسم اولین عشق، لمس کنیم هوسو



شاید بمونه تو نگام،تا آخرین نفس برام

شاید بمونه تو صدام، اسم تو تنها کلام



بیا به حرمت بوسه، حبس کنیم نفسو

به اسم اولین عشق، لمس کنیم هوسو.
____________________________________

رفتی و قصر خيالم را فروريختی
رفتی و تاروپود عشق را گسستی
رفتی و از رفتنت داغها مانده به اين دل
رفتی و از رفتنت گُلها شدند گِل
رفتی و من ماندم و تاروپود از هم گسسته
تاروپود عشق،عشق گذشته
رفتی و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين
رفتی و من ماندم وياد ان روزهای ديرين
رفتی و ازآن پس نشد ماه تابان
رفتی و ازآن پس نبارید زابر باران
رفتی و از رفتنت خشکیدند جویبارها
رفتی و از ذفتنت پژمردند گلزاران
رفتی و من شدم چون مرغ عشقی تنها
رفتی اما،یادت ماند در دلها

_________________________________________
قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم

دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم

می برمت یک جای دور می شم واست سنگ صبور

برات یه کلبه می سازم پر از یک رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم، نذر نگاهت می کنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم.
__________________

--------------------------------------------------------------------------------

هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد



آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد



تو که نزدیک تر از من به منی می دانی



دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد



هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم



از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد



دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق



بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد



ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را



غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد...




RSS

لیلی مظهر عشق است و...

خدا به شیطان گفت:لیلی را سجده کن.شیطان غرور داشت،سجده نکرد.گفت:من از آتشم ولیلی گل است.

خدا گفت:سجده کن زیرا که من چنین می خواهم.شیطان سجده نکرد.سرکشی کرد و رانده شد و کینه لیلی را به دل گرفت.

شیطان قسم خورد که بی آبرو کند و تاواپسین روز حیات فرصت خواست.خدا مهلتش داد.اما گفت:نمی توانی ،

هرگز نمی توانی .لیلی دردانه من است.قلبش چراغ من است و دستش در دست من.گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.

شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود.و می کوشد بال لیلی را زخمی کند .

عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد.دستها یش پر از حقارت و وسوسه است .او بدنامی لیلی را می خواهد .بهانه بودنش تنها همین است.می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد.

نام لیلی رنج شیطان است.شیطان از انتشار لیلی می ترسد. لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.
 
 

 
 
 
 
کاخ من
با خودم می گویم
باید از خاطره ام محو شود
آنکه با شعله قهر
دل من را سوزاند
شادمانی را کشت
عاشقی را ترساند
عشق هم پر زد و رفت
و پس از پر زدنش
آشیانم را
پاک می سازم از این خاکستر
و در آن می سازم کاخی از مهر و غرور
تا دگر هیچ کسی
نتواند با نگاهی آسان
خرد و ویرانه کند کاخ مرا!

?? ??? : ما دونفر ?? جمعه سوم خرداد 1387 ???? 13:52 ?????: | +

عبور خاطره ها..............

عــــــــبـــور خاطــــره...

 
دلتنگ میشوم وقتی خط به خط خاطره های بهار را مرور میکنم...
 
 خاطره هایی که همه رنگ حضور دارد...رنگ بی رنگی...
 
 می خواهم ترانه ی بهار را در کوچه پس کوچه های زمستان زمزمه کنم...
 
 من می خواهم تا آخر تمام پائیز های دنیا سر بر شانه ی بهار بگذارم و تا هق هق 
 
 آخرین باران اشک بریزم...
 
 تا زمانی که ماهیها عاشق شوند...تا جوانه زدن همه ی شقایق ها...
 
 تا زمانی که آمدن بهار بهانه ی پنجره های بسته را نداشته باشد...
 
 تا سالها بعد...سالهایی که چشمان توعطر عشق را نوازش میکنند... 
 
 زمانی که آرزوهای سیاه و سفید پشت شیشه رنگی میشود...
 
 اما افسوس که در کوچه ی آن بهار جز تو راهگذری نیست...
 
 افسوس که بهار آن سال ماهی ای برای عاشق شدن و پنجره ای برای باز شدن ندارد...
 
 افسوس که آن هنگام بهار در میان اشکهای ترنج گم شده است...
 
Spray I Love You
 
خط آخر:
بس که سر خوشم بهار می آید بس که مرهون محبت مانده ام بهار می آید
بس که کندم از دلچسبی های ناقلا بهار می آید
بس که حالم بالیدنی است بهار می آید شاید بهار می آید که حسم یکتایی نکند
خالی نباشد پشتش و تن درد نگیرد از بی پشتی و همرنگی

 

 

?? ??? : ما دونفر ?? یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ???? 19:25 ?????: | +

ای پادشه خوبان دادازغم تنهایی ...

 جان جهان دوش کجا بوده اي
ني غلطم در دل ما بوده اي
آه که من دوش چه سان بوده ام
آه که تو دوش که را

جان جهان دوش کجا بوده اي
ني غلطم در دل ما بوده اي
آه که من دوش چه سان بوده ام
آه که تو دوش که را بوده اي
رشک برم کاش قبا بودمي
چون که در آغوش قبا بوده اي
زهره ندارم که بگويم ترا
بي من بيچاره کجا بوده اي
آینه اي رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده اي
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم
در حرم
در حرم لطف خدا بوده اي
<><><><><><><><><><><><><><><><><><>


?? ??? : ما دونفر ?? پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ???? 0:33 ?????: | +

برای تو

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای تــــــــــــــــــــــو
 
باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم
 
نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت

تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت
 
 درهای جدایی را درهم کوبید وصد واژه ی پر مهر
 
از لبانت جاری شد

تو مثل هیچ کس مهربان بودی

تو مثل هیچ کس خندان بودی

تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی

من وتو باز هم دستانمان در دست هم بود

وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان
 
را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود
 
نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما
 
همیشه در کنار هم باشیم

وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی

ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی
 
ویار همیشگی من باشی
 
ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد

تا من بیشتر از تو
تورا ببینم
 
فـــــــــــــــــــــــــــــــــدات همقسم
 
 
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرای تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
تورا دوست میدارم هم قسم
 
باز هم امروز در دلم دردی دارم بازم چشمانم از حسرت خیس است
 
آخر چرا تو را غریبه میدانم؟
 
تو که تمام دل را مال خود کرده ای تو که الماس چشمایم را گرفته ای
 
یادت است غریبه من انروز تو را دیدم
 
 من بین آن همه چشم تو را شناختم تو را که با همه فرق داشتی اما چرا همه نمیرفتند
 
تا من بتوانم با تو تنها باشم؟
 
تو را که بعد از آن قبله ام را بر گرداندم و چشمهایم گریان است
 
مدتی است که مثل روحی سرگردانم
 
مثله روحی که در کوچه های شعر به دنبال آشنایی تو می گردم
 
تا شاید دستهایم که از لبهایم عاشقترنداز تو نشانی پیدا کنند
 

دستت را به من بده

?? ??? : ما دونفر ?? یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ???? 13:3 ?????: | +

آمده ام خوب من...

با همهٔ بی‌سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی‌ام

دل‌خوش گرمای کسی نیستم آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش سال‌ها تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی برگشته ز دریا شدم تا که بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن! ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست تشنهٔ یک صحبت طولانی‌ام

ها به کجا می‌کشی‌ام خوب من ها نکشانی به پشیمانی‌ام

?? ??? : ما دونفر ?? جمعه بیست و سوم آذر 1386 ???? 19:3 ?????: | +

تقدیم به بهترینم که یادش آرامش ابدی قلب من است:

تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟

__________________
كوه با نخستين سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستين درد
در من زندانی ستمگری بود
كه به آواز زنجيرش خو نمی كرد
و من با نخستين نگاه تو آغاز شدم...
Mah$a's Avatar

?? ??? : ما دونفر ?? جمعه بیست و سوم آذر 1386 ???? 18:45 ?????: | +

من اومدم

گالری عکس عاشقانه گالری عکس

سلام دوستای خوبم

من اومدم با یه تغییر در عنوان وبلاگم

این بیشتر به حال و هواش میاد

?? ??? : ما دونفر ?? پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ???? 19:59 ?????: | +

امشب

گالری عکس بچه ناز

همین امشب فقط امشب فقط
هم بغض من باش
همین امشب فقط مثل خوده
عاشق شدن باش
در آوار همه آینه ها
تکرار من باش
همین امشب کلید قفل این
زندون تن باش

رو گلدون رفاقت
بریز عطر سخاوت
بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان
ای درد را درمان
ای سخت و آسان
آغاز را پایان

ببار ای ابرکم
بر من ببار و تازه تر شو
ببار و قطره قطره
نم نمک آزاده تر شو
توی این باغ پر از برگ
و پر از خواب ستاره
اگه پر میوه ای پر سایه ای
افتاده تر شو

رو گلدون رفاقت
...

امشب ببین که دست من
عطر تو رو کم میاره
امشب همین ترانه هم
نفس نفس دوستت داره
صدا صدا صدای من
به وسعت یکی شدن
بیا بیا شکن شکر
بیا به جنگ تن به تن


ببار ای ابرکم
...

رو گلدون رفاقت


 

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه سوم آذر 1386 ???? 22:10 ?????: | +

خداحافظ...

www.gisha.sub.ir (11).jpg

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن



خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه



?? ??? : ما دونفر ?? شنبه سوم آذر 1386 ???? 21:57 ?????: | +

بغض صدامو میشناسی...........؟

animal_2.gif

ای که بی تو خودمو . تکو تنها میبینم
هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم

یادمه چشمایه تو . پر دردو غصه بود
قصه غربت تو . قدر صد تا قصه بود

یاده تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه

تو برام خورشید بودی تویه این دنیایه سرد
گونه هایه خیسمو دستایه تو پاک میکرد

حالا اون دستا کجاست . اون دوتا دستایه خوب
چرا بی صدا شده . لب قصه هایه خوب

من که باور ندارم . اون همه خاطره مرد
عاشق اسمونها پشت یک پنجره مرد

اسمون سنگی شده . خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها . گریه هامو ندیده

یاده تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه

یاده تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه سوم آذر 1386 ???? 21:52 ?????: | +

با تو............

You_and_me_by_DrPhizzle.jpg

کاش می شد قلب ها آباد بود

 

کینه و غمها به دست باد بود

 

 کاش می شد دل فراموشی نداشت

 

نم نم باران هم آغوشی نداشت

 

کاش می شد کاش های زندگی

 

گم شوند پشت نقاب بندگی

 

 کاش می شد کاش ها مهمان شوند

 

در میان غصه ها پنهان شوند

 

 کاش می شد آسمان غم گین نبود

 

رد پای قهر و کین رنگین نبود

 

کاش می شد روی خط زندگی

 

با تو باشم تا نهایت سادگی

?? ??? : ما دونفر ?? پنجشنبه یکم آذر 1386 ???? 20:14 ?????: | +

به شوق تو...

3yhk907.jpg

به شوق تو

همچون شبنم روی برگ درخت باغچه مان

روزی آرام

چشمانم را با اشکهای دلتنگی ام

پاک

برچهره ی زیبای تو دوخته ام

پرنده زیبای من

براستی با آن همه دلبستگی

با کدامین تاب و توان

دل از تو برکنم؟

 

?? ??? : ما دونفر ?? یکشنبه بیستم آبان 1386 ???? 5:19 ?????: | +

دل من اسمتو فریاد می زنه

panjereh.www.gisha.coo.ir.jpg

روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه

چند ورق کاغذ و یک دونه قلم همیشه یار منه

کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره

می پرن تو کوچه خوشحال از اینکه آزاد شدن

نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن

دیگه بیداری شب عادتمه همدم سکوت تنهایی من

تیک تیک ساعتمه تیک تیک ساعتمه

حالا من موندم و یک دونه ورق

که اونم از اسم تو سیاه میشه

همه چیز تو زندگی اخرش به پای تو هدر می شه

چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زنه

دلم اسم تو رو فریاد می زنه

?? ??? : ما دونفر ?? یکشنبه بیستم آبان 1386 ???? 5:8 ?????: | +

برای او که میگفت....

withlove.gif

عشق چنین دم افزون و درونی

                    بین دو انسان

حیرت انگیز ترین چیزهاست

                  چنین عشقی

                                       با جستجو

                                                     یا با آرزوی سودایی

                                                                              بدست نمی آید

 بلکه پیش امدیستآسمانی

?? ??? : ما دونفر ?? یکشنبه بیستم آبان 1386 ???? 4:55 ?????: | +

به یاد بیار

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره .............................

وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی........................

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه ....................

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته................

وقتی چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند می زنه.......

وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی آغوشت جا می گرفت ..............

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم می شد .........

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه نوزدهم آبان 1386 ???? 5:42 ?????: | +

حسادت

حوا در باغ عدن قدم می زد که مار به اون نزدیک شد و گفت :

 

این سیب را بخور .

 

حوا که درسش را از خداوند آموخته بود امتناع کرد .

 

مار اسرار کرد و گفت : این سیب را بخور تا برای شوهرت زیبا

 

شوی .

 

حوا پاسخ داد : نیازی ندارم، او که جز من کسی را ندارد .

 

مار خندید وگفت : البته که دارد .

 

حوا باور نمی کرد ، مار اورا به بالای تپه به نزدیکی چاهی برد و

 

گفت: آن پایین است ، آدم او را آنجا مخفی کرده است .

 

حوا به درون چاه نگریست و بازتاب تصویر زن زیبائی در آب دید و

 

سپس سیب را که مار به او پیشنهاد کرده بود خورد .

 

و انسان از حسادت از بهشت رانده شد...

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه نوزدهم آبان 1386 ???? 5:36 ?????: | +

خاطرات

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه نوزدهم آبان 1386 ???? 5:26 ?????: | +

گفت...

 

دوستی بهم گفت...

این دیوانگیست...

که از همه  گلهای رز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته متنفر باشیم...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم...

که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است...

که همه دستهایی که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته رد کنیم...

که هیچ عشقی را یاوری نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است...

که همه شانسها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم...

?? ??? : ما دونفر ?? شنبه نوزدهم آبان 1386 ???? 5:14 ?????: | +

یاد تو

وقتی تو نیستی دستانم به وسعت فاصله ها خالیست...

و به غریبی یک پرستو در شب تنهاست

شبهنگام به خوابم می ایی

نگاهم طعم باران میگیرد

بی تو یعنی دشواری

و ساغر عشق خاطرات یاد تورا اب میدهد

 

?? ??? : ما دونفر ?? جمعه هجدهم آبان 1386 ???? 6:41 ?????: | +

منو ببخش

 

منو ببخش

           که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو

منو ببخش

          که گرفتم جای دست عاشق تو دست عشق دیگرونو

منوببخش

            منوببخش

                        منوببخش

                   لایق عشق بزرگ تو نبودم

                                                  خورشید خانوم

                  غافل از معجزه ی تو شد وجودم

                                                   اسیر جادو

منو ببخش

              که درخشیدی و من چشمامو بستم

               منو بخشیدی و من چشمامو بستم

منو ببخش

                  منو ببخش                

             تو به پای من نشستشتی و من جدا از تو نشستم

              که نیاوردی به روم هروقت دلت رو میشکستم

                                          منوببخش

                                                       منو ببخش

????? ????

?? ??? : ما دونفر ?? جمعه هجدهم آبان 1386 ???? 5:7 ?????: | +

تقدیم به بهترینم:

   شبامون آخ که تاریک و چه سرده 

                                  دل هامون جای غمه لونه ی درده
                               تو رو بی من
،من رو دور از تو گزاشته

                                  چی بگم با من و تو دنیا چه کردی؟
                       آسمون با من و تو قهره دیگه

                   هرکدوم از ما تو یک شهر دیگه...

 

 

     

                                                                  

                                  
                      

        

 

?? ??? : ما دونفر ?? چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ???? 6:25 ?????: | +

بیا...

 

 بیا بیا که صدایم

                    گرفته لهجه ی باران

                                            دراین همیشه بیابان

                                                            کمی ستاره بباران

اگرچه مثل همیشه هزارویک گله دارم

                      برای ازتونوشتن همیشه حوصله دارم

به من بگوکه چگونه کمی ترانه بچینم

                                   مرابخوان و کمک کن ترا دوباره ببینم    

?? ??? : ما دونفر ?? چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ???? 5:36 ?????: | +

دوستت دارم:

اگر در اولین و اخرین دیدار بگویم تو ستاره ی شبهای زندگی من هستی

اگر بنویسم تو درشبستان قلبم چلچراغی از محبت اویخته ای

اگر بگویم زندگی رابا ان همه شکوه و جلالش گم کرده بودم

اگر بگویم انرا با تو یافتم

اگر بگویم دوستت دارم و همیشه در قلب منی

               در مورد من چطور قضاوت میکنی؟

شاید کلمات نتواند احساس درونی مرا بیان کند ولیکن راز نگاهم سخنها با تو دارد

      که تنها در یک کلام فریاد میزند

                                                 دوستت دارم

                                                            

                                                        

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 19:53 ?????: | +

خیال من نگاه تو

بیا و طرح دلم را

 قشنگ و ساده بکش باز

وحس تازه شدن را

بروی صفحه بینداز

بیا خیال مرا باز

ببر به سمت سرودن

 به فصل از تو نوشتن

ودر کنار تو بودن

تو ان ترانه سبزی

رفیق جاده و دریا

شبیه چک چک باران

ظریف وساده وزیبا

فقط تویی که دلم را

قشنگ میکنی انگار

سفید عاطفه ام را

تو رنگ میکنی انگار

 

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 18:10 ?????: | +

انتظار

بازهم منتظرم من نکند دیر کنی

عاشقت را سر این فاصله ها پیر کنی

نکند عشق مرا پیش کسی فاش کنی

توی این شهر مرا با همه درگیر کنی

من نمیترسم از این گنبد ابی نکند

صحبت از حادثه از قسمت و تقدیر کنی...

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 17:31 ?????: | +

ای همه ی وجود من نبود تو نبود من

 

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 17:2 ?????: | +

چشمهای تو...

چرا نمی کشد مرا خدای چشمهای تو

میان اب واتشم برای چشمهای تو

قسم به ساحت غزل دقیقه ای هزار بار

دلم عجیب میکند هوای چشمهای تو

چقدر با ستاره ها به لحن اب و اینه

شبانه حرف میزنم بجای چشمهای تو

از ان شبی که دیدمت همان یکی دو قرن پیش

نشسته ام کنار دل به پای چشمهای تو

سکوت گاه گاه تو مرا شکنجه میدهد

خدا کند که بشنوم صدای چشمهای تو

اگر چه شرم میکنم بگویمت که شاعرم

ولی تمام این غزل فدای چشمهای تو

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 16:29 ?????: | +

گل من

من آنجا چشم در راه توام ناگاه
ترا از دور مي بينم که مي آيي
ترا از دور مي بينم که مي خندي
 ترا از دور مي بينم که مي خندي و مي آيي
نگاهم باز حيران تو خواهد ماند
سراپا چشم خواهم شد
ترا در بازوان خويش خواهم ديد
سرشک اشتياقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برايت شعر خواهم خواند
برايم شعر خواهي خواند
تبسمهاي شيرين ترا با بوسه خواهم چيد
وگر بختم کند ياري
........در آغوش تو  
.اي افسوس..........
 

 

?? ??? : ما دونفر ?? سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ???? 13:10 ?????: | +

T